سلام
باعرض پوزش از کلیه دوستان و آشنایان من باز هم یه پست کوچولو میذارم و قول میدم زود برگردم. بله فقط یک ماه یک ماه یک ماه باقی مونده. ای وای مثل تبلیغات بانکی دارم میگم.البته خب بالاخره یه جاهایی شغل روی زندگی وگفتارهم بی تاثیر نیست. امروز 29 مرداد سال 88 دخمل قندعسل ما 23 ماهه شد وفقط یه ماه دیگه تا تولد دوسالگیش باقی مونده. چقدر هم امثال مناسبت خوبی شده روز تولد آذین نازی.دقیقا روز عید فطر(اگه این عید جابجا نشه) قول جشن تولد را به عزیزدلم دادم و دارم برای اونروز لحظه شماری میکنم. وانشالله بعد هم ثبت گزارش تولد دروبلاگ.(به این میگن وعده سرخرمن) راستی به آذین میگم اسم وبلاگت چیه؟میگه:آذین نازی وقتی لب تاپ داییش را میبینه میگه: آذین نازی ببینم. قندعسلم علاوه بر آمبولانس،ناشین پولیس(ماشین)،ابوبوس(اتوبوس)،میبی بوس(مینی بوس)،تامیون(کامیون)،نوتور(موتور)انواع ماشینهای ان نبد(ال نود)،پرایید-پرایدی(پراید)،پژو وبعضی وقتا زانتیا وگاهی پشیا (پرشیا)و وانت را خیلی خوب شناسایی میکنه. مثلا وقتی ال نود توی خیابون میبینه میگه: مامان ان نبده(ال نوده)وبه محض دیدن یکی دیگه میگه :ان نبد دیگه آذین اسم ماشین دایی رضا چیه؟ میگه زانتیا.اسم ماشین عمومهدی؟ آذین:پشیا واسم ماشین ثنا؟ آذین :اس دی این سه تاماشین را درکنار هم توی پارکینگ خونه خاله زیاد دیده وخیلی خوب میشناسه .اسم ماشین باباجون؟ پژو. درمورد ماشینها واشیایی که اسمشون را نمیدونه هم جدیدا سوال میکنه:این چییه؟ خب پست کوچولوی ما ظاهرا داره رشد میکنه.پس تاهمینجا بسنده میکنم ویکبار دیگه اعلام میکنم که:
23 ماه پیش چنین روزی چنین روز دل افروزی
آذین جونم دنیا اوووووومد میون بچه ها اوووومد
همگی بگید مبارک تولدش مبارک
راستی نمیدونم چرا هرچی عکس آپلود میکنم با هر سایتی خوب درنمیاد؟!! نتیجه اش میشه عکسی که در دوپست قبلتر میبینید.اگه کسی چیزی میدونه لطفا کمکم کنید
... پيام هاي ديگران() link ۱۱:٢٧ ق.ظ - ۱۳۸۸/٥/۳۱ - قندعسل
سلام سلام سلام
بااجازه ما امروز هم داریم میریم سفر وایندفعه یه جای خیلی خوب که آذین جونم هم خیلی دوست داره.بله پیش باباجون و مامان جون.یه سفر یکهفته ای و یه پروژه عظیم در دستور کارم دارم که خودش و نتیجه اش را بعدا اعلام خواهم کرد.
توراخدا دعا کنید موفق بشم
ایشالله برگشتیم گزارش هردوسفر راباهم مینویسم.راستی کلمه باهم جدیدا خیلی توسط قندعسلم استفاده میشه.مثلا باهم بازی بوتونیم (بکنیم) یا باهم برقصیم
یا گربه ها سراغ آشغالا ...باهم رفتن
یتی ده (یکی دیگه) هم بگم.وقتی غذا میخوره ودیگه نمیخواد میگه سیرشدم
ویه وقتایی هم هرچی بهش میگم که میخوای بخوری میگه هیچی ننیخوام(نمیخوام)
درضمن بچم فوق العاده مودبه واین را مربیای مهدش هم مرتب میگن وتایید میکنن.از کلمات مرسی،بله،شما،چشم،زمت تشیدید(زحمت کشیدید)،خیلی نمون(ممنون)،دست درد نتنه(دستت درد نکنه) دائما استفاده میکنه
فعلا چیزی یادم نمیاد و وقت هم ندارم.پس تابعد

سلام سلام سلام
یه پست کوچولو دارم.بادومطلب مهم
ایشالله دراولین فرصت یه پست مفصل میذارم.
اولیش اینکه بالاخره دو تا 2 در روز دوشنبه همزمان با مبعث رسول اکرم کنارهم قرار گرفتند و22 ماهگی جیگر طلای مارا تشکیل دادند.اینقدر بلبل زبونیاش زیاد شده که نوشتنشون وقت زیادی میخواد.قول میدم به زودی بیام.بهرحال قندعسلم بیست ودومین ماه تولدت راهم تبریک میگم وبازهم برات بهترینها راآرزو میکنم.تا تولد دوسالگی دخترنازم کمتر از دوماه باقی مونده وبهش قول دادم که براش جشن تولد بگیریم.










واما مطلب دوم:سمانه عزیزم حسابی مارا سورپریز کرده ودر وبلاگ فرشته های کوچولوبهمون لطف کرده ویه سری عکسای آذین را اونجا گذاشته.عکسها را خودش بسیار عالی وبه جا انتخاب کرده .خیلی خیلی ازت ممنونم فرشته گلم.






